تبليغاتX
head> ♥عشق و دوست داشتن ♥

♥عشق و دوست داشتن ♥

او كه در تنهاترین تنهائیم,تنهای تنهایم گذاشت کاش در تنهاترین تنهائیش,تنهاکسش تنهای تنهایش گذارد

وقتی دیر رسیدم و با دیگری دیدمت …
فهمیدم که گاهی
“هرگز نرسیدن بهتر از دیر رسیدن است!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نه پیشانی من به لبهای تو رسید …
نه لیاقت تو به احساس من …

چیزی به هم بدهکار نیستیم ؛ هر دو کم آوردیم !!!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

دلم نگرفته از اینکه رفته ای …

دلگیرم از همه دوست داشتنهایی که گفتی ولی نداشتی … !!         کارت پستال های عاشقانه (12)

سه شنبه 5 اردیبهشت1391| 19:55| کیمیا|

به یک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!! فرشته رفت و وقتی برگشت دیدم چشماش اشکیه و گریه کرده!! به فرشته گفتم: معشوق مرا بوسیدی؟! فرشته گفت: نه نشد !! به فرشته فتم:چرا؟!فرشته مهربون گفت:دو فرشته هیچ وقت همدیگرو را نمی بوسن******************

سر کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفتن رو صرف کن - رفتم ... رفتي ... رفت ... ساکت مي شوم ، ميخندم ولي خنده ام تلخ مي شود استاد داد مي زند : خوب بعد ؟ ادامه بده ! و من مي گويم : - رفت ... رفت ... رفت ... رفت و دلم شکست ... غم رو دلم نشست ... رفت و شاديم بمرد ... شور از دلم ببرد ... رفت ... رفت ... رفت ... و من مي خندم و مي گويم : خنده ي تلخ من از گريه غم انگيز تر است .............. کارم از گريه گذشته به سيه

*****************

برای تویی که قلبم را شکستی می نویسم : تویی که خاطراتت تنها امید زیستن برای من است « همچنان دوستت دارم » می دانم که تو هیچگاه این جمله را درک نخواهی کرد اما نمی دانم چرا شاید تو هنوز وسعت عشق مرا در نیافته ای شاید تو هنوز نمیدانی که من چگونه دوستت دارم یادم می آید که می گفتی ساده باش حال ساده می گویم : « دوستت دارم  »

*****************



شنبه 12 فروردین1391| 0:9| کیمیا|

عشق تو...

شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد ! زیبا بود امّا

شوخی بود!

حالا ........ تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است!

من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . ! تمام این تنهایی

تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است!

 


پنجشنبه 4 اسفند1390| 0:27| کیمیا|

خـُدايـآ جـآی سـوره اے بـﮧ نـآم ِ" عــشق " 

ِ  دَر قُـرآنـَـت خآلے اَست...   کـہ اينگــونـﮧ آغـآز شَـود :

  وَ قَــسَم بـﮧ روزے كـﮧ قَــلبَت رآ مي شكَننــد  

 وَ جُــز خـُدآيـَـت مَرهَمے نَخوآهے يـآفت .....

شنبه 1 بهمن1390| 23:38| کیمیا|

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده  بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و
گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟
لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟
دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟
معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم
لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید
و ادامه داد:من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه. گریه های شبانه  و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری...
من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای عشنگی بود  sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو بهخاطرش از دست بدی عشق یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی.بعد از این موضوع غشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود: لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش  
دوستدار تو (ب.ش)
لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت: خب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بود
معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت:آره دخترم می تونی بشینی
لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگان
لنا بلند شد و گفت: چه کسی ؟
ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان
دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد
آره لنای قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن...
لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟          خواهان کسی باش که خواهان تو باشد
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟          آغاز کسی باش که پایان تو باشد
پنجشنبه 1 دی1390| 0:58| کیمیا|

نمی نویسم …..

چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی

حرف نمی زنم ….

چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی

نگاهت نمی کنم ……

چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی

صدایت نمی زنم …..

زیرا اشک های من برای تو بی فایده است

فقط می خندم ……

چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

انگار ولگرد شده بودم…

به جستجوی نشانی ات به تمام جهان سر زدم اما نبودی…

به دور رفتم حتی به سرزمین خوشبختی در افسانه های پدربزرگ که حقیقت نداشت…
هیچ کس نبود…

انگار تو هم ولگرد شده بودی…


پنجشنبه 3 آذر1390| 0:19| کیمیا|

چه احساس لطیف و زیبایی داشتم وقتی مرا بوسیدی...

لبانم حجم خلوت لبانت را به انتها رسانده بود

  و من...

آغوش تو را امن ترین مکان دنیا میدانستم

ای کاش حرم نفس هایت را از من نمیگرفتی

من به گرمای تنت عادتی دیرینه داشتم و دارم...

تو پاییز زندگی ام را با رفتنت زردتر کردی

  حال...!!!

میان خلوتی از جنس سکوت نشسته ام

و فقط به تیک تاک ساعت گوش میدهم

از تکرار بیزارم،رویای مرگ شاید بهانه ایست برای تحمل عادت هایم!

                                              عادت تنهایی...

من به قانون زمین مشکوکم،با وجود این همه انسان پس تنهایی چیست؟؟؟

  اما...

تنهایی را دوست دارم چون بی وفا نیست!

وقتی که نبودی من به بودنت نیاز داشتم

                            و

وقتی که رفتی من به انتظار آمدنت نشستم

  اما...حیف!

                        

               

                       چه احساس لطیف و زیبایی داشتم وقتی مرا بوسیدی!!!

 

ما به هم محتاجیم

   مثل دیوونه به خواب

             مثل گندم به زمین

                   مثل شوره زار به آب

ما به هم محتاجیم

          مثل ما به آدما

              مثل یه ماهی به آب

                         مثل آدم به حوا

.

.

.!!!

چهارشنبه 4 آبان1390| 23:12| کیمیا|

تابستان خود را چگونه گذراندید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به نام خداـــــــــــ بی اوـــــــــــــــــــــــــ

جمعه 1 مهر1390| 0:34| کیمیا|

روی قلبی نوشته بود شکستنی است مواظب باشید.

ولی من روی قلبم نوشتم:شکسته است راحت باشید!


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

سه شنبه 1 شهریور1390| 0:56| کیمیا|

قرارمان فصل انگور!

 شراب که شدم بیا...

 تو جام بیاور

من جان......!




سه شنبه 18 مرداد1390| 1:27| کیمیا|

در همین حوالی کسانی هستند که تا دیروز میگفتند : " بدون تو حتی نفس هم نمیتوانم بکشم " و امروز در آغوش دیگری نفس نفس میزنند !!!

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

سه شنبه 11 مرداد1390| 1:29| کیمیا|

تو که چوب حراج به این همه احساس می زنی ٬ نمی ترسی زودتر به فروش برسد ؟

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

از بلندیه زیاد می ترسد اما از این همه پستی نه !

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

چاره چیست قیامت هم شود فرمان آزادی می دهم ٬ به تو اسیری نمی آید حتی

در بند عشق من ...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

پاک یادم رفت امروز برای رقیبم نان بگیرم ٬ شاید از تو سیر شود یا به من نمک گیر ...

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

به این حرفها فکر نکن که یک خط در میان به تو می رسند ٬ تمام خطوط فکری ام

همه حرفهای توست ...

پنجشنبه 6 مرداد1390| 0:23| کیمیا|

سعی کن کسی را دوست داشته باشی که اونقدر قلبش بزرگ باشه که برای اینکه تو قلبش جابشی خودتوکوچیک نکنی


تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد


هر چي تلخي بود امتحان کردم اما هيچي تلخ تر از نديدنت نيست.
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA هرگز فراموش نخواهم كرد
كه براي داشتن تو
دلي را به دريا زدم
كه از آب واهمه داشت

چهارشنبه 1 تیر1390| 0:32| کیمیا|

متشکرم


برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.

برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی.

برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی.

برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی.

برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.

برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی
ادامه مطلب
پنجشنبه 19 خرداد1390| 14:16| کیمیا|

  گاه یک لبخند آنقدر عمیق میشود که گریه می کنیم

گاه یک نغمه آنقدر دست نیافتنی میشود که با آن زندگی می کنیم

                                          گاه یک نگاه آنچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند

گـاه یک عشـق آنقدر مـاندگـار می شود که فـراموشش نـمی کنیم

دوشنبه 16 خرداد1390| 23:47| کیمیا|

لحظه نبودن نيستن ها ، اگر منت مي نهي بر كلام من ، با حترام سلامت مي گويم

 و هزار گلپونه بوسه به چشمانت هديه مي دهم. قابل ناز چشمانت را ندارد.

ديرروز يادگاري هايت همدم من شدند و به حرفهاي نگفته من گوش دادند.

 و برايم دلسوزي كردند. البته به روش خودشان كه همان سكوت تكراري بود و

يادآوري خاطرات با تو بودن.

دست نوشته ات را مي بوسيدم و گريه مي كردم. زيبا ، به بزرگي مهرباني ات ببخش

 كه اشكهايم دست خطت را بوسيدند. باز هم ستاره به ستاره جستجويت كردم.

ولي نيافتمت.

از كهكشان دلسپردگي من خسته شدي كه تاب ماندن نياوردي و بي خبر رفتي ؟

مهتاب كهكشان نيافتني من ، آنقدر بي تاب ديدنت شده ام كه دلتنگي ام را به قاصدك سپردم

 و به هزار شعر و ترانه رقصان به سوي تو فرستادم.

روزها و شبها به دنبالت آمدند و تو را نديدند. قاصدك هم برنگشت.

 شايد او هم شيفته نگاه مهربانت شد. باشد،

اشكالي ندارد. تو عزيزي ، اگه يه قاصدك هم از من قبول كني ، خودش دنيايي است.

كاش ياسهايي كه برايت پرپر شدند و به سويت آمدند، دوست داشتنم را برايت آواز

كنند.كاش باران بعد از ظهرهايت، تو را به ياد اشكهاي من بيندازد.

نازنين ، هر پرنده سفر كرده اي از تو مي خواند و هر غنچه اي كه مي شكفد،

 نام تو را بر زبان مي آورد. نيم نگاهي به روزهاي تنهايي ام كن و

 لحظه هاي زرد و بي صداي مرا تو آبي و ترانه باران كن.

بگذار باز هم قاصدك ترانه هاي من در هواي دلتنگي تو پرواز كند.

 همين حوالي بي قراري ها باز هم گلهاي بي تابي شكفته.

 زيبا ، امشب ، شام غريبان عاشقانه من و تو است. به

يادت مثل شمع مي سوزم و ذره ذره وجودم آب مي شود.

تو هم به ياد بي تابي هايم شمعي روشن كن و بگذار مثل من بسوزد.

مهرباني باران ، يادم كن در هر شبي كه بي ستاره شد.
 

 

شنبه 14 خرداد1390| 0:37| کیمیا|

بوسه مگر چیست فشار دو لب

این که گناه نیست چه روز و چه شب

  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

انقدر بوسيدمش تا خسته شد

خسته از بوسيدن پيوسته شد


خواست لب بر شكايت بشكفد

لب نهادم بر لبش تا بسته شد

دوشنبه 9 خرداد1390| 0:58| کیمیا|

مرد جوانی نزد پدر خود رفت و به  او گفت : 
-  می  خواهم ازدواج کنم . پدر خوشحال شد و پرسید :   

-   نام دختر چیست ؟   مرد جوان گفت :

-   نامش سامانتا است و  در محله ما زندگی می کند . پدر ناراحت شد . صورت در هم کشید  و گفت :

-  من متاسفم به جهت  این حرف که می زنم . اما تو نمی توانی با این دختر ازدواج  کنی چون او خواهر توست . خواهش می کنم از این موضوع چیزی  به مادرت نگو . مرد جوان نام سه دختر دیگر را  آورد ولی جواب پدر برای هر کدام از آنها همین بود . با  ناراحتی نزد مادر خود رفت و گفت :

-  مادر من می خواهم  ازدواج کنم اما نام هر دختری را می آورم پدر می گوید که او  خواهر توست ! و نباید به تو بگویم . مادرش لبخند زد و گفت :   

-  نگران نباش پسرم .  تو با هریک از این دخترها که خواستی می توانی ازدواج کنی .  چون تو پسر او نیستی . . . !

 

پنجشنبه 15 اردیبهشت1390| 23:39| کیمیا|

در زمانهای بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند، آنها از بی کاری خسته و کسل شده بودند.


ادامه مطلب
شنبه 6 فروردین1390| 0:55| کیمیا|

لبانش
به هر لبی بوسه زد
جز لبانی که بوسه اش را انتظار می کشید

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

جمعه 6 اسفند1389| 0:38| کیمیا|

Design by KHanOomi

كد بارش قلب